قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
161
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر فتح آذربيجان بعد از نقض [ عهد ] ايشان و صلح با اهل ارمنيّه و توابع آن ، و سلمان بن ربيعه را فرستادن به معونت معاويه در دفع جيش روم و فتح بعضى از قلاع و بلاد آن مرزوبوم . آوردهاند كه چون [ 20 ب ] ذو النورين ، رضىّ اللّه عنه ، وليد بن عقبه را بر حكومت كوفه استقلال و استيلا داد و عتبة بن فرقد را از امارت آذربيجان معزول گردانيد و اهالى آن مملكت نقض عهد مسلمانان نموده شيوهء تمرّد پيش گرفتند ، وليد را از كوفه به غزو ايشان اشارت فرمود و وى امتثالا للامر به زودى به جمع لشكر و تهيّهء اسباب و آلات محاربه مشغول شده و سپاهى آراست كه از كثرت و وفور اسلحه گوييا كوه آهن بودند [ همه را ] فراهم آورده بر صوب آذربيجان روان شد « 1 » ، و در اثناء طريق چون به فريقى مىرسيد كه رقبهء خود را از ربقهء اطاعت و انقياد بيرون برده و سر از جيب طغيان و عناد برآورده بودند ، غارت مىكرد و فتح بعضى از قلاع و بلاد و تسخير برخى از آن ديار و رباع كه از سمت طريق او بودند ، مانند موقان « 2 » و غيره نموده سبايا و غنايم بسيار به دست مىآورد . و چون به نواحى آذربيجان رسيد اهالى آن كشور دانستند كه اگر در مقام مقاتله برآيند ( از آذرحرب ) « 3 » بىجان مىگردند ، بالضروره از در مصالحه درآمدند و به همان دستور كه با حذيفة بن اليمان عهد بسته بودند به قصد مصالحه مراجعت نمودند و هشتصد هزار درم بدل صلح تسليم كردند . آنگاه وليد از لشكر خويش سرايا « 4 » و بعوث « 5 » جدا ساخته به اطراف ممالك آذربيجان فرستاد و سلمان بن ربيعة باهلى را با دوازده هزار مرد به جانب ارمنيه روان گردانيد تا بسيارى از آن بلاد را فتح نمود و غنايم بسيار و اموال و سباياى بيشمار در قبضهء تصرّف درآورده با دلى شادمان به معسكر وليد ملحق شد ، و وليد مظفّر و منصور سالما و غانما معاودت از سمت موصل پيش گرفت . و چون به آن ناحيه و اصل گشت از جناب امير المؤمنين عثمان مثالى رسيد « 6 » ؛ مضمونش آنكه : « معاوية بن ابى سفيان مكتوبى به من فرستاده كه روميان به جمع لشكر مشغول شده داعيهء
--> ( 1 ) . وليد ، فرماندهى مقدمة الجيش را به عبد اللّه بن شبيل احمسى واگذار كرده بود ؛ - العبر ، ج 1 ، ص 557 ؛ نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 15 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 2092 . ( 2 ) . موقان : يا موغان يا مغان ، منطقهاى است آباد و كشاورزى در آذربايجان شرقى كنونى . ( 3 ) . ق ، ش : ( به همه حال ) . ( 4 ) . سرايا : جمع سريّه و سريّت ، به معنى گروهى از لشكر در حدود سيصد تا چهارصد تن ؛ - فرهنگ معين . ( 5 ) . بعوث : لشكر و گروهى كه به جايى فرستند ؛ - آنندراج . ( 6 ) . نامهء عثمان در منطقهاى به نام حديثة واقع در ساحل شرقى دجله نزديك موصل به دست وليد رسيد . وليد از اين طريق عازم كوفه بود .